
"جورج برنارد شاو" بي شك يكي از بزرگترين نمايش نامه نويسان جهان است كه برخي او را برتر از شكسپير دانسته اند .
"جورج برنارد شاو" در 26 ژوئيه 1856 در " دوبلين " ايرلند چشم به جهان گشود .پدرش مردي فقير و دائم الخمر بود ،اما مادرش زني باهوش , فعال , خواننده و نوازنده پيانو بود و همواره با شوهرش برسر ميخوارگي بحث و دعوا داشت .
لازم به ذكر است, "جورج برنارد شاو" از 1886 با نام مستعار" كورنودي باستو" شروع به نوشتن مقالات انتقادي درباره هنر و موسيقي در مجلات و روزنامه هاي لندن كرد و از جمله كساني كه زير تيغ نقد شديد او قرار داشت " شاو " بود , زيرا معتقد بود كه بهترين راه كسب شهرت نويسنده گمنام آن است كه آثارش مورد انتقاد قرار گيرد .
شايان ذكر است , تعدادي از رمانهاي شاو , در مجلات سوسياليستها به چاپ رسيد، كه او با نگاهي منطقي و در عين حال نامرسوم ، اوضاع اجتماعي آن زمان انگلستان را رمان هايش منعكس كرده است .
لازم به ذكر است : در نمايشنامه هاي " شاو " طنز جايگاهي خاص دارد و بيشتر به جاي آنكه در رفتار شخصيتهاي نمايش به كار مي رود , به شكل بحث و گفتگو است. زيرا شاو علاقه بسياري به برخورد آرا براي ترسيم وقايع و كشمكشهاي عاطفي داشت .
شايان ذكر است , بيشتر نمايش نامههاي او به هنگام انتشار , داراي مقدمهاي از خود شاو بودند كه در اين مقدمه ها همزمان كه به تئاتر مي پرداخت، مسائل فلسفي را نيز مورد نقد و بررسي قرار مي داد .
لازم به ذكر است , " شاو " را بزرگترين نمايش نامه نويسي انگليسي بعد از شكسپير مي دانند. حتي شاو خود را در نمايش نامه نويسي برتر از شكسپير مي دانست. در سال 1925 آكادمي سوئد جايزه نوبل ادبيات را به خاطر آثارش كه آكنده از مسائل انساني بود , و نيز به خاطر طنز خاص او به وي اهدا كرد .
شاو در 95 سالگي بر اثر افتادن از درخت كه در حال هرس كردن آن بود , استخوان رانش شكست و در دوم نوامبر 1950 در گذشت. همان شب در غم از دست دادن اين نمايشنامه نويس , تمام تماشاخانه هاي دنيا چراغهايشان را خاموش كردند .


